امیرحسین و کارهاش
سلام امیرحسین جونم 

انگار با قدم گذاشتن توی یک سالگی داری بیشتر شیرین تر میشی و البته جیگرتر.وای که از کارهات بگم که دیوونشم دیروز خودت بدون اینکه من پیشت باشم راه رفتی به مبل تکیه داده بودی و میومدی وسط اتاق دوباره برمیگشتی اینقدر ذوق راه رفتن داری و راه رفتی که من به جای شما خسته شدم
.امروز هم باهم رفتیم خرید یکم لباس واست خریدم و بالاخره کفش جغجغه ای اندازه ی پای شما گیر آوردم
.وقتی پات کردم اینقدر ذوق کرده بودی و توی مغازه هی پاهاتو میزدی زمین و آخر هم نذاشتی دربیارم و همون جا پات کردی و اومدیم خونه.


از دیگر کارهای شما اینکه کلاغ پر میکنی لی لی حوضکو با دستت انجام میدی بهت میگم گریه کن دستتو میگیری جلو صورتت و صدای گریه درمیاری .میگم جیغ بزن بلند جیغ میزنی .کلمه آب را اینقدر قشنگ میگی و عاشق چوب شوری میگی به به.غروب که میشه شروع میکنی داد میزنی بابا بابا.البته کلمه ماما هم میگی و اده که همون بده را هم همچنان میگی.بهت میگم کامپیوترو روشن کن به سرعت میری و دکمه روشن کردنشو میزنی.دیگه اینکه میگم حسین حسین کن شروع میکنی سینه میزنی و یه چیزی هم با آواز میخونی،امیدوارم فردا شب هم که میخوایم به مدت 10 شب بریم هیئت پسر خوبی باشی و اونجا اذیت نکنی.
این سه چرخه هم کادوی تولد شما از طرف بابایی اکبر که خیلی دوستش داری و هلش میدی از این طرف به اون طرف






امیرحسین و کارهاش
